+ پروردگار
به نام خدایی که یادش آرام بخش دلهاست از خدا خواستم تا دردهایم را از من بگیرد، خدا گفت: نه ! رها کردن کار توست . تو باید از آنها دست بکشی . از خدا خواستم تا شکیبایی ام بخشد، خدا گفت: نه ! شکیبایی زاده رنج و سختی است . شکیبایی بخشیدنی نیست، به دست آوردنی است . از خدا خواستم تا خوشی و سعادتم بخشد، خدا گفت: نه ! من به تو نعمت و برکت دادم، حال با توست که سعادت را فراچنگ آوری . از خدا خواستم تا از رنج هایم بکاهد، خدا گفت: نه ! رنج و سختی ، تو را از دنیا دورتر و دورتر، و به من نزدیکتر و نزدیکتر می کند . از خدا خواستم تا روحم را تعالی بخشد، خدا گفت: نه ! بایسته آن است که تو خود سر برآوری و ببالی اما من تو را هرس خواهم کرد تا سودمند و پر ثمر شوی . من هر چیزی را که به گمانم در زندگی لذت می آفریند از خدا خواستم و باز گفت: نه . من به تو زندگی خواهم داد، تا تو خود از هر چیزی لذتی به کف آری . از خدا خواستم یاری ام دهد تا دیگران را دوست بدارم، همانگونه که آنها مرا دوست دارند . و خدا گفت: آه، سرانجام چیزی خواستی تا من اجابت کنم !


پنج‌شنبه 16 آذر 1391

عنوان آخرین یادداشتها